avatar
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
30.05.2026 17:11
با پیکاسو
در موزه‌ی پیکاسو، بارسلونا
5 986
avatar
فاطمه اختصاری
Переслано от канала
29.05.2026 11:48
کتاب «نوشتن شب است»، اثر مشترک من و دانیلا دروشر منتشر شد.
این مجموعه شامل دوازده نامه است که ما در قالب یک گفتگوی ادبی، خطاب به یکدیگر نوشته‌ایم. نامه‌نگاری از قالب‌های ادبی موردعلاقه‌ام است و چه اتفاق خوشی که اولین کتاب منتشرشده‌ام در آلمان، یک مجموعه‌ی نامه باشد!
این کتاب توسط انتشارات SUKULTUR در برلین منتشر شده و از طریق کتاب‌فروشی‌های مختلف در سراسر آلمان و همچنین وب‌سایت ناشر قابل سفارش است:

https://sukultur.de/produkt/atefe-asadi-daniela-droescher-schreiben-ist-nacht-sl-225/

@atefeasadi2
2 1.1K
avatar
فاطمه اختصاری
Переслано от سید مهدی موسوی
28.05.2026 01:36
آخرین روز انتظارم من
اوّلین لحظه‌ی بهارم من
حاصل سال‌ها فشارم من
بمبِ در حالِ انفجارم من
یک به یک، دو به دو، هزاران جفت
همه را دانه دانه خواهم گفت

دور رفتند و بعد دیر شدند
سور دادند تا که سیر شدند
شوربختان شهر، شیر شدند!
کور بودیم تا که هی هی هی...

حسّ سیگار داخل کافه
خشتک داغ مثل نسکافه
بحث هایدیگر و دکارت و پوپر!!
نقد روی صدای یک شاعر
آخرین راه‌های سیر و سلوک
بهترین فیلم‌های «کیم‌کی‌دوک»
راه‌های شناخت انسان
بحث روی فواید قلیان!!
طرز پیچیدنِ درستِ حشیش!
داعشی بهتر است یا تهْ‌ریش!!
بعد، رفتن به خانه‌ی رفقا
تا که هی هی اگر که هی هی هی...

گرگ در نقشِ پیرِ آبادی
بهره از نعمت خدادادی
فحش دادن برای آزادی!!
موجِ تشویقِ مردمِ عادی
جلوی جمعیت، دو ورزشکار
پخش ساندیس‌های در انبار
آنورِ مرز، چند خواننده
ضبط آهنگ تازه با خنده
لعنتِ بر مبارزِ زنده!!
لایک‌های جماعتِ... هی هی...

با صدای نوار کوک شدند
راهیِ فتحِ فیس‌بوک شدند!!
توی کنسرت‌ها نترسیدند!
آنچه نادیدنی‌ست را دیدند!!
آنوری‌ها به اینوری هی هی...
اینوری‌ها به آنوری هی هی...

هی تکان خورده شد سر و دُم‌ها
تا که رفتند در توهّم‌ها
تا هنرمندها ذلیل شدند
تا مجهّز به دسته‌بیل شدند
صاحب علّت و دلیل شدند!!
نوچه‌ها هر طرف گسیل شدند
تا که خود را خدا تصوّر کرد
حاشیه جای متن را پُر کرد

چند تا گوسفند وقتِ چَرا!
چند تا پورشه‌دار پوچگرا!!
چند تا منقلِ فرو به فرا!!
جمع شد پشت یک ترانه‌سرا

ما که زیر شکنجه‌ها بودیم
ما که خاموشی صدا بودیم
توی سلّول شب، رها بودیم
یک نفر کارگاه شعر گذاشت

ما که در دادگاه، چَک خوردیم
ما که لبْ بسته و ترک خوردیم
ما که در کوچه‌ها کتک خوردیم
رفت آنسوی مرز، عکس گرفت

ما که در انتظارِ زندانیم
ما که جز هیچ‌چی نمی‌دانیم
ما که از زندگی پشیمانیم
به فلان شخص، باز نامه نوشت

یک طرف تیغ نصفه در حمّام
یک طرف قرص حل شده در سم
هیچ چیزی مهم نخواهد بود
دیگر از هیچ‌چی نمی‌ترسم

مردمِ انتظار و خاموشی
شهرِ آماده‌ی فراموشی
مسخره بودنِ رفاقت‌هاش
نعره‌های اراذل و اوباش
چند تصویرِ غیرِ قابلِ ذکر
از همین دوستان روشنفکر!

قبل پایان شعر، ساعت هفت
باید از شهر لعنتی‌تان رفت
فارغ از حرف‌های مردم شد
در میان غبارها گم شد
یک سرانجامِ دردناک شدن
بعد، از ذهنِ شهر، پاک شدن
پرش از قلّه‌ها برای سقوط
از همین لحظه تا همیشه سکوت...

.
دوستان، فکر شایعات جدید
دوستان، فکر نامه در تبعید
فکرِ یک عکس با کلاه سفید
فکرِ تزریق در میان ورید
همه در حال هی هی و هی هی...

سید مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
20 1.4K
avatar
فاطمه اختصاری
Переслано от فاطمه اختصاری
14.05.2026 22:05
چه سرنوشت عجیبی!
چه ناامیدیِ شومی!
شکست خوردن، ترجیحِ ماست
تو راست می‌گفتی: درد، درد می‌زاید
حقیقتی که کسی باورش نخواهد کرد
شبیه منبعِ نور است توی کشورِ کوران
تو راست می‌گفتی: به چه کار می‌آید؟!
چه سرنوشت غریبی!
چه مرگِ معصومی!

فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
10 2.7K
avatar
فاطمه اختصاری
Переслано от سید مهدی موسوی
11.05.2026 11:19
‏«آخرین بوسه» منتشر شد.
مجموعه‌ای دوزبانه از شعرهای مهدی موسوی، به فارسی و انگلیسی، با ترجمهٔ فاطمه اختصاری و ویراستاری دکتر ساموئل تانگ، منتشرشده توسط انتشارات Sic.
در هرجای جهان هستید می‌توانید کتاب را از این وبسایت سفارش دهید (ارسال رایگان):
http://www.thelastkiss.online
2.8K
avatar
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
09.05.2026 09:54
من چی‌ام؟ ضدقهرمان کتاب
در جهانی که کشتن آزاد است
متنی‌ام که فقط نوشته شده
یک کاراکتر که از تن آزاد است
جمله جمله بخوان و لمسم کن
لختم و سکس با من آزاد است

«می‌توانم فرشته‌ای باشم»
بعدِ شکّش به خالقی ناشی
بعدِ پرهاش را تراشیدن
گریه در لحظه‌ی فروپاشی
بعدِ آدم‌شدن به هر رنجی
مست، مشغول رقص و عیاشی
عاشقم باش یا که درکم کن
می‌توانی که برده‌ام باشی

می‌توانم که برده‌ای باشم
که به شلاق و فحش معتاد است
زخم را با علاقه می‌لیسد
عاشقِ چشم‌بند و قلاده‌ست
قفسش کوچک است مثل دلش
ولی از هر لحاظ آزاد است
می‌توانی که سرورم باشی
بزن و بشکن و بکش، ساده‌ست!
من که با افتخار بدبختم
خانه‌ام در سعادت‌آباد است!

می‌توانم سلبریتی باشم
صبح تا شب دچار عکاسی
عاشقِ روی دود پرواز و
توی جام شراب، غواصی
تختم آلوده‌ی شب و هیجان
در مجازی، تمیز و وسواسی
می‌توانی مخاطبم باشی
[لایک کن! شِیر و استوری لطفا!]
قاطی‌ام، هم مطیع و هم عاصی

می‌توانم که آدمی عادی
بعدِ گازی به سیب تو باشم
پاسپورت و کلید و سیگار و
فندکی توی جیب تو باشم
چمدان را ببندم و برویم
سرنوشت عجیب تو باشم
می‌توانی که آرزوم کنی
- خبری، اتفاق و معجزه‌ای -
می‌توانم نصیب تو باشم

تو که هستی؟
عابر میدان انقلاب تا تئاتر شهر
سایه‌ای که هر غروب بر بساط کتاب‌ها می‌افتد
دهانِ زخمی تهران
همه چیز را می‌بلعد
تو را
دلتنگی مرا
و فنجان چای ازدهان‌افتاده‌ی ما را
من کی‌ام؟
گونیِ پر از کلمه
فارغ از استخوان و پوست و خون
آن خدای مطیعِ بی‌عرضه
بی‌تفاوت به نظم یا قانون
تنبلم، بی‌قواره‌ام، چرکم
وزنم از شعر می‌زند بیرون
من خسته‌ام
و فقط چشم‌های تو
حجم این خستگی را می‌تواند بخواند.

فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
24 2.8K
avatar
فاطمه اختصاری
Переслано от سید مهدی موسوی
06.05.2026 15:16
برنامه‌ی رونمایی کتابم در اسلو کنسل شد
متاسفانه پلیس امنیت نروژ به محل برگزاری رونمایی کتاب «آخرین بوسه» اطلاع داده که به‌علت تهدیدهای بالقوه‌ای که از طرف رژیم وجود دارد، در این زمان کوتاه قادر به تامین امنیت برنامه‌های مرتبط با ایران نیست و رونمایی باید کنسل شود.
من از تمامی عزیزانی که برای آمدن به این مراسم برنامه‌ریزی کرده بودند، عذرخواهی می‌کنم و مطمئنا خیلی زود شرایط برگزاری این برنامه را در مکان و زمانی دیگر (در نروژ) فراهم خواهیم کرد.
متاسفانه شرایط روحی اصلا مناسبی ندارم و به یاد روزهایی افتاده‌ام که در ایران کتاب‌هایم از بازار جمع یا جلسات رونمایی‌اش تعطیل می‌شد.
انگار هر جای دنیا که برویم، کابوس جمهوری اسلامی همراه ماست و راه فراری از این رنج مداوم وجود ندارد.
کماکان می‌توانید کتاب را از سایت آن:
www.thelastkiss.online
تهیه کنید.
برنامه‌های رونمایی در دانمارک و کشورهای دیگر (که به‌زودی اعلام خواهد شد) همچنان برقرار است.
@seyedmehdimoosavi2
2 1.9K
avatar
فاطمه اختصاری
Переслано от سید مهدی موسوی
04.05.2026 17:00
رونمایی کتاب جدیدم «آخرین بوسه» در اسلو
سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت
با عشق منتظرتان هستم ❤️
@seyedmehdimoosavi2
1.8K
avatar
فاطمه اختصاری
Переслано от فاطمه اختصاری
02.05.2026 09:48
.
«این تخته، سیاه است»، مجموعه‌داستانی با موضوع «معلم»، شامل آثاری از بیست و یک نویسنده است.
عاطفه اسدی عزیز همت کرده و این مجموعه را به مناسبت روز معلم (سالروز درگذشت ابوالحسن خانلری) تهیه و با انتشارات سایه‌ها منتشر کرده است.
این کتاب هدیه‌ای از طرف نویسندگان داستان‌ها به سید مهدی موسوی است که سال‌های سال بار سنگین معلمی را بر دوش کشیده و می‌کشد.
من نیز این افتخار را داشته‌ام که در کنار بیست نویسنده‌ی دیگر، با یک داستان کوتاه به نام «قبیله» در این مجموعه حضور داشته باشم.

تا حالا مجموعه‌ای با این موضوع را نخوانده بودم، و می‌توانم بگویم نیمی از داستان‌ها را واقعا دوست داشتم، و تعدادی را هم تلاش‌هایی از نویسندگان جوان می‌دانم که شاید این مجموعه برایشان تلنگری بوده است برای ورود به دنیای داستان‌نویسی حرفه‌ای.

خواندن کتاب را توصیه می‌کنم و اگر به مبارزه با سانسور اعتقاد دارید، پیشنهاد می‌کنم در نشر کتاب سهیم باشید و آن را برای دوستانتان بفرستید.

@fateme_ekhtesari
این-تخته،-سیاه-است-نسخه-موبایلی.pdf
1.42 МБ
16 2K
avatar
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
28.04.2026 17:50
: چقدر گریه؟ چهل سال، چند دریاچه!
بیا و زندگی‌ام را عوض بکن

- با چه؟
تو مثل جاده‌‌ی در کوه پیچ‌وخم داری
در اوج سرخوشی‌ات میل به عدم داری
شعارِ لذتِ در لحظه می‌دهی اما
زمان گم‌شده‌ای بین غم... و غم داری
تو جیغِ لحظه‌ی ارضا شدن، ولی گاهی
جواب بی‌هیجانی به «دوستم داری؟»
پریده‌رنگ‌ترین، طفلکی‌ترین عشقی
که روی لب رژِ آلوده‌ی به سم داری!
فرشته‌ای که خودش خواسته سقوط کند
دلی شکسته، دو تا بال متهم داری
تو چشم‌هات تقلای ماهیِ در تُنگ
در این سیاهی مطلق امید هم داری؟!
چگونه می‌شود این زخمِ باز خون ندهد
بگو چه معجزه‌ای رخ دهد؟ چه کم داری؟
چه چیز؟...

پنجره را باز می‌کنم به غروب
و بعد یک نفس تازه، خوبِ خوبم! خوب!
چقدر گریه؟ نه! کارم نمی‌کشد به جنون
چراغ جادو را پرت می‌کنم بیرون

فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
22 2.4K
avatar
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
26.04.2026 11:37
تهران و بوی ذرّت مکزیکی و غروب
تهران و چند خاطره‌ی افتضاح و خوب
تهران و خطّ متروی تجریش تا جنوب
این شهر خسته را به شما می‌سپارمش

تهرانِ سکته‌کرده‌ی از هر دو پا فلج
تهرانِ وصله‌پینه‌شده با خطوط کج
تهرانِ تا همیشه ترافیک تا کرج
این شهر خسته را به شما می‌سپارمش

من روزهای خونی و پُرالتهاب را
من سطل‌های سوخته‌ی انقلاب را
بر سنگ‌فرش کهنه، بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم

من خشّ‌و‌خشّ‌ِ رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریه‌ی غرق دود را
من هر که عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم

بلوار پُر درختِ «ولیعصر» تا «ونک»
نوشابه‌های شیشه‌ای و تخمه و پفک
کابوس‌های هرشبه از درد مشترک
یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند

تنهایی‌ام نشسته میان اتاق‌ها
بر بیست و هشت سالگی‌ام جای داغ‌ها
گریه نمی‌کنم... همه‌ی اتّفاق‌ها
یک روز می‌رسد که فراموش می‌شوند...

فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
37 2.3K
avatar
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
19.04.2026 16:49
جدیدترین مجموعه‌شعر مهدی موسوی، به انگلیسی و فارسی.
پنجره‌ای به زندگی در سایه‌ی سرکوب در ایران؛
جایی که ترس، زندگی روزمره را شکل می‌دهد،
اما هرگز نمی‌تواند میل دیوانه‌وار به آزادی را خاموش کند.

برای اطلاعات بیشتر به وبسایت thelastkiss.online مراجعه کنید.


#MehdiMousavi #مهدی_موسوی
13 6.8K
avatar
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
05.04.2026 16:08
یک روز ناگهان همه‌ی
خیاط‌ها بدون هماهنگی
قیچی‌به‌دست
آماده‌باشِ هر بُرشی روی پارچه
از خطّ نقطه‌چین‌شده با صابون
قبل از شروعِ دوختنِ دکمه
روی لباس‌های نظامی
قبل از تمیز کردنِ خون
از جای سوزنی که فرو رفته توی انگشتان
یک‌شکل، همزمان
در حالتِ نشسته و خیره به روبرو
بی که اتو کشیده شود از برق
بی سررسیدِ مهلتِ تحویلِ آخرین یونیفرم
در پشت چرخ کهنه‌ی خیّاطی
مردند

فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
4 3.8K
avatar
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
31.03.2026 15:14
دستم به هیچ نوعِ نوشتن نمی‌رود
انگار شعر لخته‌ی خونی‌ست در گلو

هر شب جنازه‌های جوان توی خواب‌هام
فریاد می‌زنند: بگو فاطمه! بگو!

این گریه را نشان بده به چشم‌های کور
نگذار زخم، بسته شود با فقط رفو

نگذار پشت خاطره مدفونمان کنند
در کوچه‌های خلوت، پیچیده در پتو

در کیسه‌های مشکی، با چشم‌های باز
با خونِ لخته‌بسته‌ی در طره‌های مو

بنویس و اسم کوچک ما را صدا بزن
چی شد غزل؟ کجاست محمد؟ سپهر کو؟

ما آن ستاره‌های لجوجیم توی شب
در قلب‌هایمان تپش چند آرزو

از پشت‌سر هزار تفنگ‌اند منتظر
تنها سیاه پشت سیاهی‌ست روبرو

شاید وطن زنی‌ست که چیزی نمانده است
جز تکه‌هایی از کفن خونی‌اش از او

شاید وطن حکایت مردی‌ست خشمگین
که می‌کند جنازه‌ی فرزند جستجو

بغضم گرفته است، ولی در سرم کسی
هی ضجه می‌زند که بگو... فاطمه! بگو!

فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
109 7.7K
avatar
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
20.03.2026 20:59
«باغ بارون‌زده»
آواز: عارف
ترانه: اردلان سرفراز
آهنگساز: سیاوش قمیشی

@Mahboobeh4Music
Aref_Baghe_Baroon_Zadeh_عارف_باغ_بارون_زده_OFFICIAL_TRACK.mp3
14 3.7K
avatar
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
20.03.2026 18:15
از خاطرات مبهمی از شادی
از بغضِ در گلو که فرو دادی
از عشق می‌نویسم و آزادی

نوروزتون مبارک
به امید آزادی ایران
و دیدار
❤️✌️
@fateme_ekhtesari
4 3.8K
avatar
فاطمه اختصاری
Переслано от سید مهدی موسوی
19.03.2026 08:53
صالح محمدی، قهرمان ۱۹ ساله‌ی کشتی ایران، هم توسط رژیم جمهوری اسلامی اعدام شد. تسلیت بسیار. 💔🖤
می‌خواهند معترضان ایرانی را یکی‌یکی قتل‌عام کنند.
@seyedmehdimoosavi2
2 2.8K
* Принадлежит организации Meta, которая признана экстремистской и запрещена на территории РФ
Открыть в Telegram