من چیام؟ ضدقهرمان کتاب
در جهانی که کشتن آزاد است
متنیام که فقط نوشته شده
یک کاراکتر که از تن آزاد است
جمله جمله بخوان و لمسم کن
لختم و سکس با من آزاد است
«میتوانم فرشتهای باشم»
بعدِ شکّش به خالقی ناشی
بعدِ پرهاش را تراشیدن
گریه در لحظهی فروپاشی
بعدِ آدمشدن به هر رنجی
مست، مشغول رقص و عیاشی
عاشقم باش یا که درکم کن
میتوانی که بردهام باشی
میتوانم که بردهای باشم
که به شلاق و فحش معتاد است
زخم را با علاقه میلیسد
عاشقِ چشمبند و قلادهست
قفسش کوچک است مثل دلش
ولی از هر لحاظ آزاد است
میتوانی که سرورم باشی
بزن و بشکن و بکش، سادهست!
من که با افتخار بدبختم
خانهام در سعادتآباد است!
میتوانم سلبریتی باشم
صبح تا شب دچار عکاسی
عاشقِ روی دود پرواز و
توی جام شراب، غواصی
تختم آلودهی شب و هیجان
در مجازی، تمیز و وسواسی
میتوانی مخاطبم باشی
[لایک کن! شِیر و استوری لطفا!]
قاطیام، هم مطیع و هم عاصی
میتوانم که آدمی عادی
بعدِ گازی به سیب تو باشم
پاسپورت و کلید و سیگار و
فندکی توی جیب تو باشم
چمدان را ببندم و برویم
سرنوشت عجیب تو باشم
میتوانی که آرزوم کنی
- خبری، اتفاق و معجزهای -
میتوانم نصیب تو باشم
تو که هستی؟
عابر میدان انقلاب تا تئاتر شهر
سایهای که هر غروب بر بساط کتابها میافتد
دهانِ زخمی تهران
همه چیز را میبلعد
تو را
دلتنگی مرا
و فنجان چای ازدهانافتادهی ما را
من کیام؟
گونیِ پر از کلمه
فارغ از استخوان و پوست و خون
آن خدای مطیعِ بیعرضه
بیتفاوت به نظم یا قانون
تنبلم، بیقوارهام، چرکم
وزنم از شعر میزند بیرون
من خستهام
و فقط چشمهای تو
حجم این خستگی را میتواند بخواند.
فاطمه اختصاری
@fateme_ekhtesari
Обсуждение 0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram