ماهی آزاد
دلتنگی
نام دیگر ماهی آزاد است
که در عمیقترین دریا هم
خواب رودخانه میبیند
روی تخت دراز میکشی
خیالت گیر میکند به سنجاقی
که برای رام کردن موهایت گرفته بودم
زمان نخکش میشود
ماهی آزاد کوچکی
سُر میخورد بین گیسوانت
در پی یافتن رودهایی که یک روز
از نوک انگشتهایم شانه میشدند
خلسهای تو را فرا میگیرد
با خاطراتی دردناک
از گوشهی چشمت به راه میافتم...
بلند میشوی
ذهنت را مرتب میکنی
باد را رها در موهایت
و از پنجره
سنجاق را به کوچه میبخشی
-پیداست بسیار دلتنگ منی
که اینطور بیرحمانه
قضاوتم میکنی-
من اما
متلاشی نمیشوم
برخلاف افکارت شنا میکنم
و فکر میکنم این بار
با جای خالیام
در خلوت کافه
زمینگیرت کنم؟
یا در ازدحام پیادهرو
با بوی ادکلنی که همیشه میزدم؟
از دست دلتنگی گریزی نیست
دریا هرقدر هم عمیق باشد
عاقبت ماهی آزاد
تو را به رودخانهات
باز خواهد گرداند!
📎دسترسی به شعر در وبسایت:
https://sayeha.org/rasoul-taheri-poem/
✏️سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
Обсуждение 0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram