تبعید
خورشید خودش را
پشت این دیوارها پنهان کرد
و هیچکس
نفهمید
چراغ را
چراغ را از کجا باید روشن کرد
پدرم را که بردند
ما
بچههای همان تاریکی بودیم
که با دستهایمان
به هم نور تعارف میکردیم
و هر بار
تاریکی بزرگتر میشد
حالا
این تبعید سهم ماست
ما به گذشته برگشتیم
و تنها چیزی که آنجا بود
خانهای بود
که در آن هرگز متولد نشده بودیم
و این جاده
فقط برای رفتن است
ما
سالها بود که برگشته بودیم
و تمام درها
به سمت ما بسته بودند
📎لینک دسترسی به شعر در وبسایت:
https://sayeha.org/behnam-alami-poem/
✏️سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
Обсуждение 0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram