«
یک، بتّرک!»
خوب نگاه کن!
حالا من و ما زندهایم و تو نه!
یعنی باید اینجا ثبت میشد که «
تو مُردهای تنِ لّش»! شاید با خودت بگویی حیف که وقت نشد باقی ما را بُکشی! شاید با خودت بگویی از محاکمه در دادگاهی عادل قسر در رفتی! اما راستش را بخواهی هنوز بوی بدِ تو را در محیط حس میکنم! در حرفهای فلان دوستدارِ ذوبِ در حماقتت. در تهمتها و تفرقهاندازیهای فلان دشمنِ افراطیات. در خوانش بیتی که بدون تو هم وزن دارد و همچنان آتش ظلم و ستم را شعلهور میکند!
خوب نگاه کن!
«تعدادی از ما هنوز زندهاند حرومزاده!»
آب زلالی که از زیر این سنگهای سرسخت بیرون میجهد ماییم! سبزیِ جوانهای که پایینتر از ضربههای تبر چشمها را خیره میکند و رقصندههای روی تابوتِ جهل، جنایت و بیعدالتی ماییم! ققنوسی که هربار برمیخیزد، نطفهای که آزادی از آن زاییده میشود و گربهای که بالاخره موشها را بیرون میکند ماییم!
با تو یا بدون تو؛ ما زندهایم و زندگی جاودانهست. تو مُردهای و دیگر نباید به دنیا بیایی!
•
«دو، بدّو!»
@Mohdeh_Official
Обсуждение 0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram