تا دست یافتن رو اسب تاختن
کاخها رو سوزوندن تو دخمه قصر ساختن
اما این دفعه پی چی می گردن
از لج هم گل ها رو قیچی می کردن
رسید به استخون کارد، یه نقطه شد غار
منتها کاسب خبر از حنجره به حجره نون داد
هر سو به منفعت خودش موش دووند تا-
تو اون داد یادمون بره کی زیر مُشت توون داد
تف به زندگی فقط به شرط نون
چوب چارچوبشو میکنه از نردبون
تو کلاه سرمون شکست تو آستین دستمون
اما از خشم تو بیشتره حتی اعتبار ترسمون
اون ها که اینقدر موندن نفت شدن کف خاکشون
محال ممکنه بتونی کنی با نفت خامشون
هوشیار ها اونقدر بیدار موندن که دیگه رفت خوابشون
ما که تو دُخان فرو رفتیم تو برو هفت خوانشو
این جمعیت به دنبال کور سویی از آینده ان
که وسط جنگ کف خیابون ها پناهندن
بدون حتی یه نیم نگاه به پشت سر
یکی میون این بگایی وسط نقطه زد
اون قدیم از هر خونه کم کمش صدای پنج شیش تا بچه می اومد
از قد و نیم قد
الان ولی پدر یه تک فرزند از زندگی همون یکی یه دونه بچه قطع امید کرد
قبضه روح، دست و پا تا سر و زبون
این چیزی که جلو چشمم میبینم آخر الزمونه
تن یخ زدم دوباره داغ تر از تنور
اون موقع که اینا رو گفتم کسی داوطلب نبود
🔥5115
👍263
👎41
1.9K 150.5K
Обсуждение
0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсуждение 0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram