27.05.2022 22:56
۲‌

وقتی خیابون ها جا مردم شده پر پلیس
مهاجرت میشه تنها میانبر گریز
بهتر اینه که جای لباس پلوخوری
جلو آینه جلیقه ضد گلوله پرو کنی
همه پوست ها زبر و کلفت تر از کروکودیل
علنی تر از اینه که بخواهیم غُلُو کنیم
اتاق فکر حقیقت ها تَهِ هلفدونی
فک رو پلمپ کنی یا فکِّ پلمپ کنی ؟
هر چی گفتیم آقا اینجا غربال می خواد
می‌بُرید کار خودشو انجام می‌داد
هر نفر بعد نقض نفر قَبله
چه فرقی داره یک با صد کاندیدا ؟
کچل حسن، حسن کچل
آخرسر خلق الله وسط هچله
امنیت رو میگیره میشه مظهر وحشت
خطری ترین تصمیم‌ها تو خلوت بشره
نتیجه از جمیع داده‌ها
ایران قشنگه ولی از نگاه شازده ها
فضل پدر چه لطفی داره واسه ما
که بابا فاضل بود و فرزند شده فاضلاب
دریغا، که گرسنه ترینی توی غنی ترین خاک
که دنیا مدرن و ما تو عمیق‌ترین خواب
که تصویر ها زشته توی ظریف ترین قاب
که تصمیم‌ها اشتباه تو ضعیف ترین-
راه ممکن، در اصل ما بازیچه
ما طرفیم با نارسیست آزار پیشه
از فساد نگو وقتی که بازار هیچه
خب دست که بسته باشه پا باز میشه
ما نگاه رو از عقربه کندیم
واسه نجاتمون دغدغه مندیم
ما واسه اینا عین یه جدول حلّیم
میدونن هر جا بریم عین کفتر جلدیم
تصویر ها رد میشه از زیر چشما همه
تو دست میکشی الباقی رو میکشه لبت
کرختی میاد سراغ نیمه چپت
روز یعنی فقط انتظار پیله ی شبت
ریزش برف رو سینه شهر
تا پیچش برگ رو سیم کش برق
مدام یه سواله که ضمیمه شعرمه
اینه که آیا بینش کم از بیم شکمه؟

همخوان

اینه حال ملّتی که در اصل تک به تک حقایق رو میبینه اما از لای میله ها
لاله ها خشکن از اونا که دونسته اسید ریختن به زیر پای ریشه‌ها
اونکه خوابه الان بیدار و برعکس اونی که همواره بیدار خواب زیر خاک
کلی خشم فروخورده که ازت ساخت یه سمبل صبر، لال و بی دفاع

ورس

کار ؟ پا نمی‌ده پام
زمان بی صاحاب یه لحظه واینمیسته باهام
فقط به لطف شُربِ باده خیسه کام
خودم رو گم کردم من لای گیس یار
تنها شک و تردیده بار کیسه هام
تو این کشمکش داره پاره میشه لام
مینویسم با علم به اینکه پانویسه جام
وای به حال اون که افتاد تو دام این صدا
با ذهنیت هار گرسنه
صرف نظر از اینکه چه کاری درسته
مثل همگان واسه غم نان میدُوی
مثل اسبی که زوری شده یار درشکه
دلیل رفتن جاذبه خارج نیست
نه، علت دافعه داخله
فراری دادن یک قافله ی غافله
یه مریض مُسری پی جامعه سالمه
خونه سراسر جدل بحث آشوب
پدر که به ما داد فقط اخم هاشو
بچه‌های دوستشو بغل کرد با شوق
به ما که می رسید کمربند وا شد
شک و شُبهه جای ایمان
یه مغز مونده لای سیمان
و کله گنده های بی نام
به سمت قلّه های ایران
خب اصل کاری توپ جمع کنه
اون چوپونه که میخواد آدمهارو گوسفند کنه
وظیفه مسئول فقط دستور به سرکوب اونه
که بهش وظیفه ها را گوشزد کنه و لاغیر
این آدما رو شکار دیده برای صید
شعار میده فردا بله الان خیر
وقت جواب به ارباب رجوع سرا غیب
و مابین ناگفته‌ها کلافه ایم
همه از دم کُفری
شخصیت‌های بی ثُباتِ چند قطبی
کارِ ما داره میگذره از بطری
دادا کالیبر رو ول کن ما هم قُطریم
چنگیز وار اومده از ریشه بکنه
اونی که مالید صد سال را رو میره یک شبه
ما مثل پروانه نشستیم خیره به شمع خاموش که یک خبر بده دیگه بشنوه
پیله ی من به دیده ی حق
حتی میکشه صمغ از شیره سنگ
ولی یه سواله که ضمیمه شعرمه
اینه که آیا بینش کم از بیم شکمه؟
🔥 2499
297
👍 188
🤯 123
👎 21
👏 14
🤩 12
🤔 11
😢 11
😁 9
🙏 7
4.9K 171.1K

Обсуждение 0

Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.

Обсудить в Telegram

YAS

38.4K
Official Telegram Channel of YAS

Social Networks and Streaming Platforms:

Subscribe Here ☛
http://bit.ly/YouTube_YAS

Stream on:
http://bit.ly/YouTubeMusic_YAS
http://bit.ly/Spotify_YAS
http://bit.ly/AppleMusic_YAS
Открыть в Telegram