چرا نمیایستیم؟!
این را اولی گفت
با پاهای تاولزده و زانوهای دردآلود
زنش را کشته بودند
با گلولههایی مقدس
که از تفنگهایی مقدس شلیک میشدند
خودش را کشته بودند
با قرصهایی که نمیدانست کجاست
که چرا عقربههای ساعت تکان نمیخورند
که این اتاق قبلا برای دو نفر جا داشت
این تخت برای دو گریه
که در این قابِعکسها هنوز عکس کسیست
که موبایلش را درآورده بود
تا فیلم بگیرد از آنهمه دیوانگی
که در سرزمینهایی دور، امید صدایش میزنند
که خواسته بود بگوید ما...
که گلوله حرف میم را ناتمام گذاشته بود
مثل بیداری
که رؤیایی شیرین را ناگهان تمام میکند
چرا نمیایستیم؟!
این را دومی گفت
با جای چند انگشت روی گردنش
و پستانهایی که از پیراهن پارهاش بیرون افتاده بود
از دانشگاه که برمیگشت
راننده پیچیده بود توی جادهی فرعی
و دو مسافری که عقب نشسته بودند
پیچیده بودند توی جادهی فرعی
با دهان بسته جیغ کشیده بود
و اصوات بغضآلود پیچیده بودند توی جادهی فرعی
یکی شلوارش را درآورده بود
یکی پیراهنش را جر داده بود
و دیگری دستهایش حلقه زده بود
دور گردنی که میخواست بگوید ما...
و فشار انگشتها امانش نمیداد
کارشان که تمام شد، سوار ماشین شدند
و رفتند
مثل کابوسی
که از میانهاش بیدار شوی
در کابوسی ترسناکتر
چرا نمیایستیم؟!
این را سومی گفت
با چشمهای چند سال نخوابیده
و دستهایی زمخت
که بوی سیمان و چایی پررنگ میدادند
قدم زده بود
در کوچههای تاریکی که او و سگهای ولگرد صاحبش بودند
قدم زده بود
در جیبهای خالیاش که با هیچ رؤیایی پر نمیشد
قدم زده بود
در اینکه مرگِموش ارزانتر است یا طناب
قدم زده بود
در آخرین سیگارش که بوی نمک و خاکستر میداد
رفته بود بالای ساختمانی
که خیلی از آجرهایش را خودش به هوا پرت کرده بود
و فکر کرده بود
پریدن از مرگِموش و طناب ارزانتر است
خواسته بود داد بکشد ما...
که کلاغی قار...قار... نیمهکارهاش گذاشته بود
مثل آهنگی دوستداشتنی
که ناگهان راننده عوضش کند!
برگشته بود پایین و راه افتاده بود
برگشته بودند پایین و راه افتاده بودند
چرا نمیایستیم؟!
چهارمی و پنجمی و خیلیها پرسیدند
کسی که قبل از همه راه افتاده بود
با کلماتی که به هم بخیه خورده بودند
با حروفی که انگار سوزن از میانشان رد شده بود
زیر لب گفت:
چون اگر کسی بایستد همه میمیریم
همهی ما...
و «ما...» در تمام طول راه میپیچید
و «ما...» در تمام طول شب
مثل رمزی که پیامبری دیوانه
در غارهایی تودرتو تکرار کند
و هیچکس نایستاد
و نایستادیم ما...
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
Обсуждение 0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram