ژانویهژانویه بیقراری
فوریهفوریه اشک ممتد
روزهای بدی که گذشتند
روز خوبی که هرگز نیامد
جای دوری به جادو به جادو
قلبهایی که از سنگ میشد
من قوی بودم اما نبودم
هر دقیقه دلم تنگ میشد
گریهدارم اگرچه بهجز تو
خاطرات عزیزی ندارم
غیر تو هیچکس واقعی نیست
اعتقادی به چیزی ندارم
یک نفر در دلم مردگی داشت
دستهای مرا سرد میکرد
یک نفر در سرم خواب میدید
یک نفر در تنم درد میکرد
در وطن یا که در خاک غربت
هرچه دیدم فقط رنج و غم بود
سال میلادی و شمسی من
هر دو در تیرگی مثل هم بود
ذرهذره به نفرت بدل شد
شوق برگشتنی که ندارم
شکل گربهست اما پس از مرگ!
نقشهی میهنی که ندارم
توی سلول و سلولِ مغزم
حالتی غیر غم، واقعی نیست
یا گذشته فقط خواب بوده
یا که دلتنگیام واقعی نیست
سهم من چیست؟! خلق گذشته!
شوق آیندهای که ندارم
آخرین گریهای که نکردم
قدرت خندهای که ندارم
ژانویه، فوریه، مارس، آوریل...
اسم ماهند در متن تقویم!
سهم ما کشتن لحظهها بود
زندگیکردنی که نکردیم!
سهم ما در هماغوشی و اشک
تا ابد زل زدن به غروب است
عشق و تمرینِ از یاد بردن
چون فراموشی محض، خوب است!
ما که جز رنجِ از دست دادن
چیزهای زیادی نداریم
آخر خط و لبخند بر لب
جز به هم اعتقادی نداریم
مهدی موسوی
@seyedmehdimoosavi2
Обсуждение 0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram