در فلسفه آدورنو، «زندگی درست در میان زندگی نادرست ممکن نیست»؛ بهرهمندی از امتیازی که بر پایه محرومیت دیگران بنا شده، نه تنها غیراخلاقی، بلکه نوعی سقوط است.
وقتی آدورنو میگوید«رستگاری امری جمعی است»، در ستایش همبستگیِ منفعل نیست! هیچکس نمیتواند به تنهایی در یک جامعهی ناعادلانه، طعم رهایی یا خوشبختی حقیقی را بچشد. وقتی ساختارها بر پایهی طرد و تبعیض بنا شدهاند، پذیرش امتیاز از سوی گروه برگزیده، در واقع مهر تأییدی است بر اسارت همگانی. ایدهی «اینترنت طبقاتی» دقیقاً نقطهی مقابل رستگاری جمعی است. وقتی به گروهی خاص، دسترسی بیمانع و به بقیهی مردم، اینترنتی محدود داده میشود، پذیرش «اینترنت ویژه پرو» به معنای پذیرفتن جایگاه «ارباب» در یک نظام ناعادلانه است. رهایی واقعی زمانی رخ میدهد که گروه برخوردار، از این امتیاز نابرابر سر باز بزند و برابری در دسترسی را تنها راه مشروع بداند. آن کس که از اینترنت ویژه بهره میبرد، شاید در ظاهر پیروز باشد، اما در واقع به ابتذال و همدستی با ظلم تن داده است. شر زمانی عادی میشود که ما بپذیریم «استثنا» هستیم! وقتی ما امتیاز ناعادلانه را رد میکنیم، به رژیم میگوییم که نمیتواند با «تفرقه بینداز و حکومت کن»، وجدان اخلاقی جامعه را بخرد. پذیرش نعمتی که به بهای محرومیت دیگری به دست آمده، روح فرد برخوردار را نیز مسخ میکند. رستگاری فردی در مجمعالجزایرِ رنج، یک توهم است! ما یا با هم به سوی رهایی حرکت میکنیم، یا همگی در چرخدندههای یک ساختار ناعادلانه، هویت انسانی خود را از دست میدهیم. امتناع از «امتیاز ناعادلانه»، اولین قدم برای تحقق رستگاری جمعی است.
👍16
👏4
28 2.7K
Обсуждение
0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсуждение 0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram