درد یک زندانی سیاسی درد همه ماست، رضا را تنها نگذاریم.
✍ حسین رونقی
«
رضا محمدحسینی» سالهاست که در زندانهای جمهوری اسلامی زیر فشارهای طاقتفرسایی زندگی میکند که هیچ انسانی نباید تجربه کند. او را از بندی به بند دیگر منتقل میکنند، ماهها در سلول انفرادی نگه داشتهاند و بارها با شکنجهی سفید، با سکوت، با تنهایی و تهدید سعی کردهاند صدایش را خاموش کنند. او حتی سوگ پدرش را پشت دیوارهای زندان تحمل کرده است؛ رنجی که انسان را از درون میشکند، اما رضا ایستاد.
با وجود آنکه رضا در جریان اعاده دادرسی توانست بخشی از حکم ناعادلانهاش را کاهش دهد، اما فشارها و محدودیتها همچنان ادامه دارد. محرومیتهای پیدرپی، قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی و ایجاد موانع در کوچکترین حقوق او، به ابزاری تبدیل شده تا صدایی را خاموش کنند که حاضر نشده در برابر بیعدالتی سکوت کند؛ صدایی که برای بسیاری یادآور وجدان بیدار جامعه است.
رضا، مانند بسیاری از زندانیان آزادیخواهِ ایراندوست، به سکوت تن نداد. او بارها نسبت به خشونت سیستماتیک، نسبت به اعدامها، نسبت به آزار زندانیان سیاسی هشدار داده است. او شهروندی مسئول، میهندوست و وفادار به ارزشهای اخلاقی و انسانی است.
بیتفاوتی یعنی مشارکت در ظلم.
در حالیکه برخی از نیروهای سیاسی که باید کنار او باشند، چشم بر وضعیت شکنندهاش بستهاند، رضا همچنان صدایی است که ساکت نشده؛ صدایی که میگوید درد یک زندانی سیاسی درد همه ماست، و بیتفاوتی یعنی مشارکت در ظلم.
امروز، وضعیت او به نقطهای رسیده که بیتفاوتی دیگر جایز نیست. ادامهی این وضعیت، تنها نقض حقوق بشر نیست؛ تهدید مستقیم جان یک انسان است. آزادی فوری رضا و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، حقِ مسلم و بدیهی آنهاست.
اگر جامعه اکنون پشت این صدا نایستد، فردا دیر است. رضا باید بیدرنگ و بدون قید و شرط آزاد شود. صدای او، صدای ماست؛ و مسئولیت ماست که نگذاریم این صدا زیر آوار ظلم خاموش شود.
@Hosseinronaghi
Обсуждение 6
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram