روایت رضا محمدحسینی زندانی سیاسی پادشاهیخواه، از جلسه دادگاه سه دقیقهای و پروندهسازی جدید در زندان
به نام آزادی
اینجانب رضا محمدحسینی، زندانی محبوس در زندان قزلحصار، این نامه را برای ثبت آنچه بر من گذشته است مینویسم؛ شاید اندکی روشنی بر تاریکیِ سازوکارهایی بیندازد که سالهاست با آنها تلاش کردهاند مرا و امثال مرا خاموش نگاه دارند.
سهشنبه شب، حدود ساعت ده، ناگهان به من اطلاع دادند که فردا صبح باید در یک «ویدیو کنفرانس» شرکت کنم. پرسیدم کجا؟ پاسخ دادند: «نمیدانیم.» صبح چهارشنبه تازه گفتند که شعبه ۱۳ دادسرای کرج احضار شدی، این در حالی بود که نه عنوان اتهام را به من ابلاغ کرده بودند، نه فرصت و حق قانونیِ انتخاب یا اطلاع به وکیل را فراهم کردند، و نه حتی یک روز زودتر اطلاع دادند؛ چه برسد به یک هفته قبل، همانطور که قانون صراحت دارد.
وقتی جلسه آغاز شد، بازپرس تصویر دوربین خود را بسته بود؛ جلسهای که در بهترین حالت سه دقیقه طول کشید. بدون معرفی خود، و بدون رعایت حداقل استانداردهای دادرسی، تنها چهار سؤال پرسید:
شما از طریق انتشار بیانیه در فضای مجازی تبلیغ علیه نظام کردهاید آیا قبول دارید ؟
ـ پاسخ دادم: خیر.
چند سال است در زندان هستید؟
ـ گفتم: شش سال و نیم؛ فقط ۷۵ روز در بهمن ۱۴۰۱ بیرون بودم.
یعنی حتی یک روز مرخصی نرفتهاید؟
ـ پاسخ دادم: خیر، هرگز.
آخرین دفاعیات؟
ـ گفتم: اتهام را قبول ندارم.
بازپرس گفت ۳۰۰ میلیون کفالت، وثیقهات کردم و به زندان ابلاغ میشود تمام شد بلند شو برو!
نمیدانم متوجه نشد که من چند سال است که در زندانم، چه قرار وثیقه و چه قرار بازداشت تفاوتی در وضعیت من ایجاد نمیکند.
هیچ چیز بیشتر از این نبود.
نه وکیلی، نه فرصتی برای توضیح، نه ارائه اسناد، نه امکان دفاع.
بلافاصله قرار جدید صادر شد و همان لحظه در «پرینت زندان» ثبت شد؛ یعنی پروندهای تازه، ساختهشده صرفاً بر اساس «گزارش اداره اطلاعات استان البرز»، و این در حالی است که سالها گروگان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، قلب تپنده سرکوب جمهوری اسلامی، بودهام و اکنون وزارت اطلاعات نیز به آن سازوکار سرکوب اضافه شده است.
این قرار جدید معنایی روشن دارد: تا زمانی که پرونده جدید تعیین تکلیف نشود، هیچ حقی، از جمله آزادی مشروط، به من تعلق نخواهد گرفت.
این در حالی است که من ۶ ماه است که تقاضای آزادی مشروط را ثبت کردهام و وکیلم آبانماه با لایحه رسمی به دادیاری اوین مراجعه کرده بود تا تکلیف آزادی مشروطم مشخص شود. قرار بود در همین ماه پاسخ نهایی داده شود، اما اکنون با این پروندهسازی تازه، همه چیز عملاً متوقف شده است.
من سالهاست از حق مرخصی، حق دسترسی آزاد به وکیل، حق دادرسی عادلانه، و حتی حق ساده اطلاع از اتهام محروم بودهام. بهترین سالهای جوانیام صرفا به خاطر نوشتن شعار «مرگ بر دیکتاتور» در زندان طی شد.
همواره بین سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات دستبهدست شدهام؛ گویی خودِ من، نه یک انسان، بلکه «پروندهای برای نگهداشتن» هستم.
من این نامه را مینویسم تا روشن بگویم:
پروندهسازی مداوم، بازداشتهای خودسرانه، محرومیت از وکیل، و جلسات سهدقیقهای پشت دوربین خاموش، نشانه واضح بیعدالتی است.
امید دارم ثبت این روایت، به عنوان بخشی از نقض حقوق بشر، به تغییر شرایط زندانیان کمک کند.
با احترام
رضا محمدحسینی
زندان قزلحصار
@Hosseinronaghi
Обсуждение 20
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram