✍آرش صادقی
مرگ حسین، اگر رخ دهد، مرگ یک انسان تنها نیست؛ مرگ بخشی از آرمان جمعی ماست.یعنی آزادی. اگر زندگیاش بماند، سندی است بر صدها انسانی که حتی در دوران تاریکی، نوری هایی هستند که خاموش نمیشوند.او نه از سر خودویرانگری، که از ژرفای تعهد به مقاومت، تن به این راه سپرده است. راهی که هرچند به ظاهر سوی مرگ دارد، اما بهراستی مسیریست بهسوی زندگی.
حسین رونقی تلنگریست برای بی تفاوتی،فراموشی. فراموشی انسان، فراموشی درد، و فراموشی مسئولیت.
ما، اگر هنوز با وجدانیم، باید صدای این فریاد خاموش باشیم. پیش از آنکه دیر شود. پیش از آنکه یک جان دیگر مثل سمیه رشیدی زیر بار بیتفاوتی ما، خاموش شود.
ما، ناظرانِ این تراژدیِ زنده، اگر در برابر این مرگ احتمالی خاموش بمانیم، نه فقط انسانی را از دست دادهایم، بلکه بخشی از توان خود برای معنا بخشیدن به جهان را فراموش کرده ایم. چرا که هر مرگِ آگاهانهای که بیپاسخ بماند، مرگیست در وجدان جمعی ما.
در نهایت، مسئله فقط زنده ماندن یا مردن حسین رونقی نیست. مسئله این است که آیا ما، در برابر رنج او، هنوز توان پرسش و شرم، را داریم؟ یا اینکه آنچنان در عادت به زیستنِ بیمسئولیت فرو رفتهایم که مرگِ یک انسان، دیگر لرزهای بر استخوان وجدانمان نمیاندازد؟
با وضعیتی که همبندیانش شرح داده اند
شاید او بمیرد. اما پیش از آن، این ماییم که باید از خود بپرسیم: آیا هنوز زندهایم؟
#حسین_رونقی
لینک به صفحه آرش صادقی
@hosseinronaghi
Обсуждение 0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram