نامه مریم ابراهیموند، کارگردان و زندانی سیاسی سابق به حسین رونقی
حسین عزیز، میدانم در اعتصاب غذا هستی و جانت را در دست گرفتهای تا خواستهی عمومی و جمعی ما را فریاد بزنی. بسیاری از چهرهها و مردم نگران وضعیت سلامت تو هستند، اما حقیقت این است که سلامت تو سالهاست در خطر بوده؛ بیش از یک دهه است که زیر بار شکنجه، بیماری و فشارهای مداوم رنج کشیدهای. بنابراین اعتصاب امروز تو نه آغاز خطر، بلکه ادامهی همان مسیری است که قدرت سرکوبگر بر تو تحمیل کرده است.
از آنجا که مبارزهی واقعی را در تصمیمها و خواستههای جدی و بیامان میبینم، من از تو نمیخواهم به اعتصابت پایان دهی. برعکس، از تو میخواهم تا جایی که خودت احساس کنی با این اعتصاب توانستهای حتی تغییر کوچکی در ساختار ایجاد کنی، ادامه بدهی. چراکه ما با همین تغییرات کوچک، با همین لرزشهای پیاپی در پایههای یک حکومت تمامیتخواه، میتوانیم راه را به سوی آزادی و آبادی باز کنیم.
میدانم مسیری که برگزیدهای سخت است، اما همانگونه که میشل فوکو گفته است: «بدن آخرین میدان نبردِ قدرت است.» تو اکنون وارد این میدان شدهای و با بدنت در برابر تمامیتخواهی ایستادهای. تنها میتوانم برایت آرزوی استقامت کنم و امید داشته باشم که خطر از تو دور شود. و با توجه به شناختی که از روحیاتت دارم، میدانم تا چه اندازه بر تصمیم خود استوار هستی؛ چراکه برای تو ایران ارزشی فراتر از جان و تن دارد و همین استواریات است که ارادهی یک ملت را نمایندگی میکند بجای آنکه در بیانیههای امروز خواستن شکستنِ اعتصاب تو دست به دست میشود دستکم باید خواستههای تو را خطاب به حکومت به فریادی جمعی بدل کنیم، نه اینکه بارِ اعتراض را از شانهی خود برداریم و تنها از خود اعتصابگر بخواهیم عقبنشینی کند. خاموش کردن آژیر خطری که تو با جانت برای یک حکومت تمامیت خواه به صدا درآوردهای، خیانتی به جمعیترین معنای مبارزه است.
با احترام و همبستگی مریم ابراهیموند
@Hosseinronaghi
Обсуждение 0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram