در ماههای گذشته، با ابتکارات گوناگونی روبهرو شدم که هر یک بهدنبال ایجاد اجماع در میان نیروهای سیاسی و مدنی افغانستان بودند. بسیاری از این تلاشها، با وجود نیت نیک، یا در حد شعار میماندند یا گرفتار زبان تکراری و وحدتهای نمایشی میشدند. در این میان، ابتکار موزاییک فاوندیشن و «نقشه راه جامع ترکیبی» یا CCR بیش از دیگران توجه مرا جلب کرد؛ زیرا این طرح، نسبت به بسیاری از تلاشهای مشابه، با نگاهی عمیقتر و ساختاریتر به مساله افغانستان مینگرد و میکوشد از سطح صرف مخالفت با طالبان فراتر برود.
CCR تلاشی است برای ترکیب چندین نقشهراه و ساختن یک حداقل مشترک. این سند بر سه اصل بنیادین تکیه دارد: حق مردم افغانستان برای تعیین سرنوشت سیاسی، احترام به حقوق بشر، و برابری، از جمله برابری جنسیتی. همچنین میکوشد از دل گفتوگو میان نیروهای سیاسی، مقاومت، جامعه مدنی، زنان، علما و دیگر بازیگران کشور، چارچوبی مشترک برای آینده بسازد. اهمیت این تلاش در آن است که نشان میدهد بدون عبور از پراکندهگی، نه در داخل کشور امیدی پدید میآید و نه در سطح منطقهای و جهانی بدیلی معتبر شکل میگیرد.
یکی از نکات مهم CCR تأکید آن بر یک سازوکار سهلایه برای ایجاد اجماع است: گفتوگوهای ملی، گفتوگوهای منطقهای، و اجماع بینالمللی از مسیر سازمان ملل. به این معنا، سند میکوشد گذار در افغانستان را نه فقط یک مساله داخلی، بلکه روندی مرتبط با سطح منطقهای و جهانی ببیند. همچنین برای پیشبرد این روند، بر چارچوب همگرایی سیاسی یا PCF تکیه دارد؛ ساختاری که قرار است نیروهای پراکنده را گرد هم بیاورد، گفتوگو و دیپلماسی را هماهنگ کند، و مسیر گذار را آماده سازد.
بیشتر بخوانید...
https://8am.media/fa/an-empathetic-critique-of-the-comprehensive-hybrid-roadmap/
Обсуждение 0
Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.
Обсудить в Telegram