avatar
اطلاعات روز | Etilaatroz
@dailyetilaatroz
13.04.2026 09:24
سؤال عثمان در سرش تکرار می‌شد:
«پدر رفیقم در مسجد گفت تو خایین استی.»
باد سردتر وزید. اشرف یخنش را بالا کشید.
برای لحظه‌ای، نگاهش روی دانه‌های سفید و بی‌صدای برف ماند.
خیالش به گذشته رفت. ده سال پیش، شب تولد عثمان، مادرش زنگ زده بود:
«سلطانه را به شفاخانه آوردیم.»
آن شب، اشرف که به شفاخانه رسید، سلطانه گفت:
«مسؤولیت‌هایت بیشتر شد. پدر شدی!»

اینجا بخوانید: https://www.etilaatroz.com/251998
😱 1
1 833

Обсуждение 0

Обсуждение не доступно в веб-версии. Чтобы написать комментарий, перейдите в приложение Telegram.

Обсудить в Telegram

اطلاعات روز | Etilaatroz

11.9K
اطلاعات روز | مرجع معتبر خبر افغانستان

ارتباط و ارسال محتوا:
https://wa.link/r379nk (WhatsApp)
@etilaatroz_inbox (Telegram)
Открыть в Telegram